5 05 2011

یدفعه چشمام رو باز کردم … وحشت زده بودم و نمی دونستم کجام .!؟
فقط می دونستم که چشمام باز و خواب نیستم
همش از خودم می پرسیدم : من کجام ؟ من کجام ؟
ولی نه فایده ای نداشت نمی تونستم درست تشخیص بدم که کجا هستم .
ولی یدفعه یه صدای به گوشم رسید یه صدای آشنا …
اره مثل اینکه یه چراغی روشن شد …
خب پس چرا من نوری از چراغ روشن شده نمی بینم !؟؟؟؟


کارها

اطلاعات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.